خرید بک لینک
بیشمارند آنهایی که نامشان آدم استادعایشان آدمیتکلامشان انسانیترفتارشان صمیمیت...... حال.....من دنبال یکی میگردم کهنه آدم باشد... ...نه انسان...نه دوست و رفیق صمیمیتنها صاف باشد و صادقپشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن...هیچ نگوید...فقط همان باشد که سایه اش میگویدصاف و یکرنگ...

برچسب: صاف و یکرنگ, نویسنده: حامد صالح‌پور تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 0:48

همشون رفتن!همه ی آدمایی که توی زندگیم نقش مهمی داشتن، رفتن...همیشه دیر میفهمیاما بلاخره یه جا برمیگردی ببینی دلیل این همه آشوب بودنت چیه؟!بعد اونجاس که میفهمی همه رفتن و تو فقط داری سرتو با آدمایی که موندن گرم میکنیاونجاس که باید قبول کنی دورت هرچقدر هم شلوغ باشه، بازم تنهایی... حالا منتظرم هوا سرد شه، بارون بیاد، تا دست تنهاییمو بگیرم ببرم تو خیابونا پاییزو نشونش بدم...بهش بگم هیچ آدمی نمیاد که بمونه، یادش میدم از دست هیچکس دلش نگیره...میدونم قراره یادم به خیلیا بیفتهجای خالی خیلیا اذیتم کنه...قراره دلم برای خیلیا تنگ بشه...زندگی همینه دیگه! یادمه یه

برچسب: پاییز آمد,پاییز طلایی,پاییز شعر,پاییز صحرا,پاییز چت,پاییز تنهایی خواجه امیری,پاییز پادشاه فصل ها,پاییز علی عبدالمالکی,پاییز عکس,پاییز متن, نویسنده: حامد صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 9:37

صفحه بندی